شعر رفت به آنجاها که... | عرفان دهقانی
گاه باید عقبی رفت به آنجا ها که...
دلِ من سویِ کسی رفت به آنجا ها که...
یک نفر گفت خوشم آمده قلباً از تو
دوستم داشت ولی رفت به آنجا ها که...
گفت بی تو همهی زندگی ام پاییز است
شب پاییزِ بدی رفت به آنجا ها که...
گفت افسردگی ام رفع شود می آیم
به گمانم ابدی رفت به آنجا ها که...
چند ماهی شد و حتی خبر از من نگرفت
بار آخر خطری رفت به آنجا ها که...
آمدم دیشب از آن کوچهیشان رد بشوم
دیدمش با پسری رفت به آنجا ها که...
- عرفان دهقانی
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت 14:47 توسط عرفان دهقانی
|